مرد صد سالهاي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد
در پشت جلد كتاب ميخوانيم: يوناسُن رمان خود را كتابي توصيف كرده كه به نحوي هوشمندانه بسيار ابلهانه است و آلن، قهرمان رمانش، را منِ ديگر خود ميبيند. بارها دست به دامن او شده تا از پنجره فرار كند و زندگياش را از بيخ و بن تغيير بدهد.
كتاب « مرد صد سالهاي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » رماني است سرراست و مفرح و شگفتانگيز و گاه حتي قهقههآور كه با هوشمندي و تخيلي غني شخصيت اصلياش را ناخواسته در ميانه مهمترين رخدادهاي تاريخي قرار ميدهد. آلن كارلسن سرحالِ سهلگير و «باري به هر جهت» نمونهاي به يادماندني به دست ميدهد كه «هيچ وقت براي شروع دير نيست.»
آلن كارلسن پيرمردي صد ساله است كه در خانهي سالمندان زندگي ميكند. او تصميم ميگيرد در روز جشن تولدش از پنجره فرار كند. در ايستگاه قطار با جواني روبهرو ميشود كه از او درخواست ميكند مراقب چمدانش باشد تا به دستشويي برود و برگردد اما اتوبوس سر ميرسد و جوان هنوز در دستشويي است، پس آلن با چمدان راهي سفر ميشود، سفري پرماجرا.
كتاب « مرد صد سالهاي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » داستانِ پرماجرا و جذابي دارد و در دو بخش، به صورت يكي در ميان، روايت ميشود. راوي در يك بخش به ماجراهاي آلن بعد از فرار و در بخش ديگر به زندگي آلن ـ از تولد به بعد ـ ميپردازد. زبان اثر طنز است و سرنوشت قهرمان قصه، آلن كارلسن، با اتفاقات واقعي تاريخي پيوند ميخورد.
با روايت زندگي آلن، تاريخ نيز مرور ميشود و نويسنده با لحني طنز و به صورت اتفاقي آلن را در برخورد با رهبران سياسي دنيا و رويدادهاي مهم تاريخي قرار ميدهد. رهبراني چون: ترومن، چرچيل، مائو، استالين، فرانكو، كيم ايل سونگ و حوادثي مثل ساخت بمب اتم، جنگهاي داخلي اسپانيا، جنگ بين دو كره و انقلاب چين. آلن در زندگي پرماجراي خود ناخواسته به ايران ميآيد؛ سفري كه با برگزاري كنفرانس تهران و حضور چرچيل مصادف ميشود. هرچند رويدادهاي قصه چندان واقعي و منطبق با وقايع تاريخي نيست ولي نويسنده با اشاره به وقايع و شخصيتهاي تاريخي مروري ميكند بر آنچه در قرن بيستم بر بشريت گذشته است. نويسنده در اين اثر همه چيز رفتار و كردار رهبران جهان، فلسفه، كتاب مقدس و حتي زندگي روزمرهي انسانها ـ را به طنز ميگيرد و دنيايي تخيلي، شگفتانگيز و توام با سرخوشي ميسازد. همه چيز در كتاب « مرد صد سالهاي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » براساس اتفاق پيش ميرود اتفاقهايي كه افراد در پيدايش آنها، نقشي ندارند ولي برخورد شخصيتهاي قصه و نگاه خونسرد و آسانگير آنها زندگي و سختيهايش را قابل تحمل ميكند.
نويسنده در كتاب « مرد صد سالهاي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » نگاهي جبرگرا به زندگي و رويدادهاي آن دارد ولي انسان را مخير ميداند كه در برابر رويدادهايي كه خود نقشي در ايجادشان ندارد سرخوشانه و سهلگيرانه برخورد كند. اين رويكرد شايد بتواند براي انسانِ امروزِ خسته از فشارهاي زندگي راهگشا باشد.
كتاب « مرد صد سالهاي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » با ترجمهي ديگري از شادي حامدي آزاد توسط انتشارات بهنگار منتشر شده است. اين كتاب در فهرست منتخب آثار گروه رمان شوراي كتاب كودك قرار دارد.
از كتاب « مرد صد سالهاي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » يك اقتباس سينمايي به كارگرداني فليكس هرنگرن و بازيگر كمدين سوئدي، رابرت گوستافسن، نيز شده است.
دربارهي نويسنده كتاب « مرد صد سالهاي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد »
يوناس يوناسن در سال ۱۹۶۱ در جنوب سوئد به دنيا آمد. او كه نوشتن را با روزنامه نگاري آغاز كرد با اين رمان به شهرت جهاني رسيد. كتاب « مرد صد سالهاي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » به بيش از سي و پنج زبان ترجمه شده است و ميليونها نسخه از آن به فروش رفته است.
- پدر آلن، با عمل به همين پند، قطعا روزي كه مشتش را حواله يك مسافر معصوم كرد و بابت همين بلافاصله از راهآهن كشوري اخراجش كردند كاملا هوش و حواسش سرجايش نبود. همين هم مادر آلن را برآن داشته بود كه كلام حكمتآميز خودش را به پسرش بگويد: از آدمهاي مست برحذر باش، آلن. اين كاري است كه من بايد ميكردم.
- مادر آلن آهي خشدار كشيد و اين نهايت عزاداريش بود. با لحني فلسفي به آلن گفت كه «كاري است كه شده و از آن به بعد هرچه قرار باشد پيش بيايد پيش ميآيد.»
- انتقام چيز خوبي نيست. انتقام انگيزهي حقيري است براي ادامۀ زندگي.
- فرزانه طاهري
- يوناس يوناسن
- فرزانه طاهري










روش نوشتاري ساده به خط فارسي بر پايه ي چيدمان بلوكي
جشنواره بالا درختي اوا
اوا شبح مي بيند
عروسي در سرزمين درختي
شب بخير خرگوش كوچولو