بلاگ كتابك

بلاگ كتابك بازتاب دهنده محتواي كتابك است

مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد

۸۹ بازديد
مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد

مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد

در پشت جلد كتاب مي‌‌‌خوانيم: يوناسُن رمان خود را كتابي توصيف كرده كه به نحوي هوشمندانه بسيار ابلهانه است و آلن، قهرمان رمانش، را منِ ديگر خود مي‌‌‌بيند. بارها دست به دامن او شده تا از پنجره فرار كند و زندگي‌‌‌اش را از بيخ و بن تغيير بدهد.

كتاب « مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » رماني است سرراست و مفرح و شگفت‌‌‌انگيز و گاه حتي قهقهه‌آور كه با هوشمندي و تخيلي غني شخصيت اصلي‌‌‌اش را ناخواسته در ميانه مهم‌‌‌ترين رخدادهاي تاريخي قرار مي‌‌‌دهد. آلن كارلسن سرحالِ سهل‌‌‌گير و «باري به هر جهت» نمونه‌‌‌اي به يادماندني به دست مي‌‌‌دهد كه «هيچ وقت براي شروع دير نيست.»

آلن كارلسن پيرمردي صد ساله است كه در خانه‌‌‌ي سالمندان زندگي مي‌‌‌كند. او تصميم مي‌‌‌گيرد در روز جشن تولدش از پنجره فرار كند. در ايستگاه قطار با جواني روبه‌‌‌رو مي‌‌‌شود كه از او درخواست مي‌‌‌كند مراقب چمدانش باشد تا به دستشويي برود و برگردد اما اتوبوس سر مي‌‌‌رسد و جوان هنوز در دستشويي است، پس آلن با چمدان راهي سفر مي‌‌‌شود، سفري پرماجرا.

كتاب « مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » داستانِ پرماجرا و جذابي دارد و در دو بخش، به صورت يكي در ميان، روايت مي‌شود. راوي در يك بخش به ماجراهاي آلن بعد از فرار و در بخش ديگر به زندگي آلن ـ از تولد به بعد ـ مي‌پردازد. زبان اثر طنز است و سرنوشت قهرمان قصه، آلن كارلسن، با اتفاقات واقعي تاريخي پيوند مي‌خورد.

با روايت زندگي آلن، تاريخ نيز مرور مي‌‌‌شود و نويسنده با لحني طنز و به صورت اتفاقي آلن را در برخورد با رهبران سياسي دنيا و رويدادهاي مهم تاريخي قرار مي‌‌‌دهد. رهبراني چون: ترومن، چرچيل، مائو، استالين، فرانكو، كيم ايل سونگ و حوادثي مثل ساخت بمب اتم، جنگ‌هاي داخلي اسپانيا، جنگ بين دو كره و انقلاب چين. آلن در زندگي پرماجراي خود ناخواسته به ايران مي‌‌‌آيد؛ سفري كه با برگزاري كنفرانس تهران و حضور چرچيل مصادف مي‌‌‌شود. هرچند رويدادهاي قصه چندان واقعي و منطبق با وقايع تاريخي نيست ولي نويسنده با اشاره به وقايع و شخصيت‌‌‌هاي تاريخي مروري مي‌‌‌كند بر آنچه در قرن بيستم بر بشريت گذشته است. نويسنده در اين اثر همه چيز رفتار و كردار رهبران جهان، فلسفه، كتاب مقدس و حتي زندگي روزمره‌‌‌ي انسان‌‌‌ها ـ را به طنز مي‌گيرد و دنيايي تخيلي، شگفت‌‌‌انگيز و توام با سرخوشي مي‌‌‌سازد. همه چيز در كتاب « مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » براساس اتفاق پيش مي‌‌‌رود اتفاق‌هايي كه افراد در پيدايش آن‌ها، نقشي ندارند ولي برخورد شخصيت‌‌‌هاي قصه و نگاه خونسرد و آسان‌‌‌گير آن‌‌‌ها زندگي و سختي‌‌‌هايش را قابل تحمل مي‌‌‌كند.

نويسنده در كتاب « مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » نگاهي جبرگرا به زندگي و رويدادهاي آن دارد ولي انسان را مخير مي‌‌‌داند كه در برابر رويدادهايي كه خود نقشي در ايجادشان ندارد سرخوشانه و سهل‌‌‌گيرانه برخورد كند. اين رويكرد شايد بتواند براي انسانِ امروزِ خسته از فشارهاي زندگي راه‌‌‌گشا باشد.

كتاب « مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » با ترجمه‌‌‌ي ديگري از شادي حامدي آزاد توسط انتشارات به‌‌‌نگار منتشر شده است. اين كتاب در فهرست منتخب آثار گروه رمان شوراي كتاب كودك قرار دارد.

از كتاب « مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » يك اقتباس سينمايي به كارگرداني فليكس هرنگرن و بازيگر كمدين سوئدي، رابرت گوستافسن، نيز شده است.

درباره‌‌‌ي نويسنده كتاب « مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد »

يوناس يوناسن در سال ۱۹۶۱ در جنوب سوئد به دنيا آمد. او كه نوشتن را با روزنامه نگاري آغاز كرد با اين رمان به شهرت جهاني رسيد. كتاب « مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد » به بيش از سي و پنج زبان ترجمه شده است و ميليون‌‌‌ها نسخه از آن به فروش رفته است.

 

گزيده‌هايي از كتاب
  • پدر آلن، با عمل به همين پند، قطعا روزي كه مشتش را حواله يك مسافر معصوم كرد و بابت همين بلافاصله از راه‌آهن كشوري اخراجش كردند كاملا هوش و حواسش سرجايش نبود. همين هم مادر آلن را برآن داشته بود كه كلام حكمت‌‌‌آميز خودش را به پسرش بگويد: از آدم‌هاي مست برحذر باش، آلن. اين كاري است كه من بايد مي‌كردم.
  • مادر آلن آهي خش‌‌‌دار كشيد و اين نهايت عزاداريش بود. با لحني فلسفي به آلن گفت كه «كاري است كه شده و از آن به بعد هرچه قرار باشد پيش بيايد پيش مي‌‌‌آيد.»
  • انتقام چيز خوبي نيست. انتقام انگيزه‌‌‌ي حقيري است براي ادامۀ زندگي.
شناسنامه كتاب:
ناشر
نيلوفر
نويسنده
  Jonas Jonasson ,   يوناس يوناسن
برگردان
  • فرزانه طاهري
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: دي ۹۶
پديدآورندگان
  •   يوناس يوناسن
  •   فرزانه طاهري
سال نشر
  چاپ دوم ۱۳۹۳
 

كتاب مرد صد ساله‌‌‌اي كه از پنجره فرار كرد و ناپديد شد

گربه را ديدند

۱۱۴ بازديد
گربه را ديدند

گربه را ديدند

تابه‌حال به اين فكر كرده‌ايد كه جانوران ما را چگونه مي‌بينند؟ دنياي آن‌ها چه شكلي دارد؟ آيا آن‌ها هم دنيا را به همان شكلي مي‌بينند كه ما مي‌بينيم؟ كتاب « گربه را ديدند » داستان گربه‌اي است كه از اين طرف به آن طرف مي‌رود و موجودات مختلف او را مي‌بينند. در نگاه اين موجودات گربه به يك شكل ديده نمي‌شود. حتي خود او نيز خود را متفاوت از نگاه ديگران مي‌بيند.

گربه براي خودش مي‌گردد، با سبيل‌ها، گوش‌ها و پنجه‌هايش. در ميان راه‌اش موجودات مختلف،كودك، سگ، روباه، ماهي در تنگ آب، موش، زنبور عسل، پرنده، كك، مار، راسوي وحشي، كرم و خفاش، او را مي‌بينند، هركدام از دريچه‌ي چشم خودشان و متفاوت از هم. در آخر گربه نيز خود را در انعكاس آب مي‌بيند و چيزي كه مي‌بيند متفاوت از ديگران و منحصر به خود اوست.

كتاب « گربه را ديدند » يك كتاب تصويري است. متن كتاب كوتاه و ساده و بخش‌هايي از آن تكرارشونده است تا كودك بتواند متن را پيش‌بيني و در خواندن كتاب همراهي كند. تصاوير بخش مهم و قابل توجه كتاب هستند كه بار اصلي رساندن محتواي كتاب به مخاطب را به دوش مي‌كشند. «برندن ونتسل» واقعيت‌هاي علمي را به شكلي زيبا، ساده و چشم‌نواز در تصاوير كتاب بازنمايي كرده است.

موضوع داستان كتاب « گربه را ديدند » به داستان «پيل اندر خانه‌ي تاريك» مولوي شباهت زيادي دارد و به خوبي نشان مي‌دهد يك سوژه‌ي واحد ممكن است از نگاه افراد مختلف متفاوت ديده و تحليل شود. اين داستان پيش از مولوي توسط افراد ديگري همچون سنايي غزنوي نيز ذكر شده است. برخي خواستگاه اين داستان را در جنوب شرقي آسيا مي‌دانند. داستان « گربه را ديدند » مخاطب را با اين اين پرسش بنيادي مواجه مي‌كند كه واقعيت چيست؟ آيا واقعيت همان چيزي است كه من مي‌بينم؟

كتاب « گربه را ديدند » جز چهار كتاب راه يافته به فهرست افتخار مدال كيت گرين وي ۲۰۱۷ است و مناسب بلندخواني و تمرين درك تصوير است.

درباره نويسنده و مترجم كتاب « گربه را ديدند »

«برندن ونتسل» تصويرگر اهل نيويورك است كه كارهايش در كتاب‌هاي كودكان، انيميشن‌ها و مجلات ديده مي‌شود. ونتسل با موسساتي كه براي حفاظت از محيط‌زيست به‌ويژه در جنوب شرقي آسيا فعاليت مي‌كنند نيز همكاري دارد.

« رضي هيرمندي » مترجم پرسابقه و خوش‌نام ادبيات كودك و نوجوان و بزرگسال است. او به ويژه با ترجمه‌ و معرفي آثار ادبي طنز جهان شناخته شده است. رضي هيرمندي پژوهشگر حوزه طنز نيز هست و تعدادي اثر تاليفي نيز منتشر كرده است.

 

 

بازآوري، بازگرداني و بازيافت

۱۰۲ بازديد
بازآوري، بازگرداني و بازيافت

بازآوري، بازگرداني و بازيافت

كتاب « بازآوري، بازگرداني و بازيافت » مخاطب را با سه روش كاهش توليد زباله و آلودگي يعني بازآوري، بازگرداني و بازيافت آشنا مي‌كند. هم‌چنين در باره‌ي سوزاندن زباله‌ها، صرفه‌جويي و چگونگي بازيافت كاغذ توضيحاتي در كتاب داده مي‌شود.

در بعضي از صفحه‌هاي كتاب سوالي درباره‌ي موضوع مطرح شده در آن صفحه ارائه شده است كه معلم مي‌تواند از آن براي آموزش و يادگيري بيشتر دانش‌آموزان استفاده كند.

فعاليت‌هاي عملي كه در پايان كتاب آمده است، مي‌تواند كنجكاوي مخاطب را برانگيزد. تصاوير كتاب نقاشي‌هاي رنگي و جذاب كه هماهنگ با متن هستند و به جذب مخاطب كمك مي‌كنند. از نكات مثبت كتاب انتخاب موضوعي است كه كمك به كاهش آلودگي محيط‌ زيست را به مخاطب آموزش مي‌دهد.

درباره نويسنده‌ي كتاب « بازآوري، بازگرداني و بازيافت »

نوريا روكا نويسنده و تصويرگر كتاب كودكان است و بيش از چهل كتاب براي كودكان نوشته است. از اين نويسنده تا كنون چندين كتاب به فارسي ترجمه شده است از جمله « چرا بترسم؟ »، « چرا خوشحال نباشم؟ »، « چگونه به اطراف حركت مي كنيم؟ »، « اشيا از چه ساخته شده اند؟ »

 

 

 

گزيده‌هايي از كتاب

بازآوري، بازگرداني و بازيافت كلماتي هستند كه به ما راه‌هاي مبارزه با آلودگي را ياد مي ‌دهند.

بازآوري يعني به كار بردن اشيايي كه هنوز قابل استفاده هستند، مثلا ژاكت برادر بزرگ تان را كه برايش تنگ شده و حالا اندازه شماست، بپوشيد.

بازگرداني يعني از اشيايي كه مي خواهيم دور بياندازيم (مثلا كاغذهاي باطله) دوبراه به شكلي ديگر استفاده كنيم.

بازيافت يعني از اشيا كهنه اشيا نو بسازيم. مثلا مي‌توانيم با يك جوراب كهنه يك عروسك خيمه شب بازي درست كنيم!

شناسنامه كتاب:
ناشر
تيمورزاده
نويسنده
  Nuria Roca,   نوريا روكا
برگردان
  • الناز محمدپور اصل
تصويرگر
  •   Rosa Maria Curto
  •   رزاام كورتو
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: دي ۹۶
پديدآورندگان
  •   رزاام كورتو
  •   نوريا روكا
  •   الناز محمدپور اصل
سال نشر
  ۱۳۹۵
 

كتاب بازآوري، بازگرداني و بازيافت

مري پاپينز

۱۰۶ بازديد
مري پاپينز

مري پاپينز

در غروبي پاييزي هنگامي كه جين و مايكل پشت پنجره به هوهوي باد شرقي گوش مي‌دادند و منتظر بازگشت پدرشان بودند، شبحي را ديدند كه شترق به دروازه خانه‌شان برخورد كرد. شبح زني بود كه با يك دست كلاهش را گرفته بود و با دست ديگر كيفش را ... او مري پاپينز بود. پرستار جديد بچه‌ها.

در كتاب « مري پاپينز » مري پاپينز پرستاري از چهار كودك خانواده‌ي بنكز به نام‌هاي جين، مايكل، جان و باربارا را بر عهده مي‌گيرد. او يك پرستار معمولي نيست. كارهاي شگفت‌انگيزي انجام مي‌دهد. خلاق و سرشار از ايده‌هاي متنوع است و فضاي بسيار شاد و پرباري را براي كودكان فراهم مي‌كند.

كتاب « مري پاپينز » جلد اول از مجموعه‌ي هشت جلدي نوشته‌ي پاما ليندُن تراورس است.

مجموعه هشت جلدي « مري پاپينز » در طي سال‌هاي ۱۹۳۴ تا ۱۹۸۸ به چاپ رسيد. كتاب‌هاي « مري پاپينز » يكي از نمونه‌هاي مطرح ادبيات كودكان است. اين مجموعه به بيش از ۴۰ زبان دنيا ترجمه شده است. كودكان و نوجوانان بسياري از كشورهاي مختلف با اين چهره محبوب آشنا هستند و داستان‌هاي آن را دوست دارند.

اين مجموعه را مري شپارد تصويرگري كرده است.

  • جلد اول: مري پاپينز ۱۹۳۴
  • جلد دوم:‌ مري پاپينز بازمي‌گردد ۱۹۳۵
  • جلد سوم: مري پاپينز در را باز مي‌كند ۱۹۴۳
  • جلد چهارم: مري پاپينز در پارك۱۹۵۲
  • جلد پنجم: مري پايينز اي تا زد ۱۹۶۲
  • جلد ششم: مري پاپينز در آشپزخانه ۱۹۷۵
  • جلد هفتم: مري پاپينز در درخت گيلاس ۱۹۸۲
  • جلد هشتم: مري پاپينز و در خانه ي بعدي ۱۹۸۸

درباره‌ي نويسنده‌ي كتاب « مري پاپينز »

پاما ليندُن تراورس (۱۸۹۹ - ۱۹۹۶ م.)، داستان‌نويس، منتقد تئاتر، سفرنامه‌نويس، بازيگر، روزنامه‌نويس و سخنران استراليايي، با خلق مجموعه كتاب‌هاي « مري پاپينز »، پرستاري اسرارآميز با توانايي‌هاي مافوق طِبيعي، به شهرت رسيد.

پاما تراورس داستان‌هاي ديگري نيز براي كودكان و بزرگسالان نوشته است. والت ديسني در سال ۱۹۶۴ از چهار جلد مجموعه كتاب‌هاي « مري پاپينز » فيلم‌هاي موزيكال تهيه كرد.

 

گزيده‌هايي از كتاب

جين گفت: «اا توي اين كيف كه هيچي نيست؟»
مري پاپپيتز سرش را بلند كرد و با دلخوري گقت: «منظورت از هيچي چيست كه مي گويي هيچي توي اين نيست؟»
آن وقت پيش بند سفيد آهارخورده اي از توي كيف بيرون آورد و به كمرش بست. پشت سر آن هم يك صابون بزرگ سان لايت، يك مسواك، يك بسته سنجاق سر ، يك شيشه عطر، يك صندلي كوچك تا شو و يك شيشه قرص مكيدني مخصوص گلودرد بيرون آورد.
مايكل و جين بهتشان زده بود.

شناسنامه كتاب:
ناشر
پريان
نويسنده
  Pamela Lyndon Travers,   پ.ل. تراورس
برگردان
  • شهلا طهماسبي
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: دي ۹۶
پديدآورندگان
  •   پ.ل. تراورس
  •   شهلا طهماسبي
سال نشر
  چاپ پنجم ۱۳۹۳
 

كتاب مري پاپينز

شاهزاده شير و راز گل سرخ

۱۰۰ بازديد
شاهزاده شير و راز گل سرخ

شاهزاده شير و راز گل سرخ

كتاب « شاهزاده شير و راز گل سرخ » بازآفريني است از داستان « ديو و دلبر» با حال و هوايي شرقي و ايراني. نويسنده بر اين باور است كه در بسياري از كتاب‌ها نوشته شده است كه داستان ديو و دلبر برگرفته از افسانه‌هاي كشور فرانسه است، اما او با توجه به نقش شير و باغ و گل سرخ و عشق در آن ترديدي ندارد كه اين داستان ريشه در افسانه‌هاي ايراني دارد؛ چه از ايران آغاز شده باشد چه نشده باشد.

هر سال، در روز عيد قربان، جشن بزرگي در سراسر ايران برگزار مي‌شود. شاه و كساني ‌كه به حكومت وابسته‌اند در اين روز حيواني را قرباني مي‌كنند. كيومرث، دوست و خدمتكار اوراسمين، شاهزاده‌ي ايراني، شتر ماده‌ي كوچكي را براي قرباني كردن انتخاب كرده ‌است. هنگامي كه آن‌ها شتر را براي قرباني كردن آماده مي‌كنند، متوجه جاي زخمي بر كوهان شتر مي‌شوند. جاي زخم را با حنا مي‎‌پوشانند و شتر را براي قرباني شدن آماده مي‌كنند.

با اين كار يك پري، اوراسمين را افسون و به يك شير تبديل مي‌كند تا در شكارگاه سلطنتي، به دست پدرش كشته شود. اوراسمين براي اين كه بتواند به كالبد انساني‌اش برگردد، بايد عشق حقيقي را پيدا كند. كتاب « شاهزاده شير و راز گل سرخ » داستان اين جست وجوست.

كتاب « شاهزاده شير و راز گل سرخ » مناسب براي گروه سني بالاي ۱۳ سال و بلندخواني است.

درباره‌ نويسنده كتاب « شاهزاده شير و راز گل سرخ »

دونا جو ناپلي نويسنده كتاب‌هاي كودكان، نوجوانان و كتاب‌هايي در زمينه‌ي زبان‌شناسي است.

در سال ۱۹۳۷ دكتراي زبان‌هاي رومي و دكتراي خود را از دانشگاه هاروارد دريافت كرد. او از آن زمان تاكنون كتاب‌ها و مقالات متعددي در زبان‌شناسي نوشته و در دانشگاه‌هاي مختلف آمريكا تدريس كرده‌است. دونا جو ناپلي اكنون استاد تمام وقت دانشگاه است و در عرصه ادبيات كودك و نوجوان جوايز بسياري را برده است. از دنا جو ناپلي افزون بر كتاب « ‌شاهزاده شير و راز گل سرخ » كتاب‌هاي « رودخانه تمساح » و « درآمدي بر معني‌شناسي » زبان به فارسي ترجمه شده‌اند.

 

 

 

گزيده‌هايي از كتاب

كنار آب زانو مي‌زنم و به آن نگاه مي‌كنم. مردم سرزمين من از پرياني حرف مي‌زنند كه مي‌توانند بدخواه يا خيرخواه باشند. زرتشتيان معتقدند كه پريان بدخواه انسان‌هاي بدانديش را تنبيه مي‌كنند و پريان خيرخواه به ياري انسان‌هاي پاك سرشت مي‌شتابند. البته من اعتقادي به باورهاي زرتشتي ندارم، اما حتي قرآن هم از جن حرف زده است؛ موجوداتي كه به شكل خودشان قابل رويت نيستند و به اشكال ديگر در مي‌آيند. قرآن كلام خداوند يكتاست كه جبرائيل از سوي او بر آخرين پيامبر، حضرت محمد (ص) نازل كرده است. اجنه همواره در اطراف ما پرسه مي‌زنند و بسياري از آنان از موجودات روي زمين حمايت مي‌كنند. از تصوير توي آب پرسيدم: «تو حامي شتر بودي؟»
پاسخ داد: «ديدي كه چقدر ناتوان عمل كردم.»
زمزمه مي‌كنم: «متاسفم.»
- تو حيواني را قرباني كردي كه مي‌دانستي زخم خورده است. خط باريك زخمي را كه شتر بر كوهان داشت، مي‌بينم. نفسي مي‌كشم و مي‌گويم: «بله. متاسفم.»
- هر كه خربزه مي‌خورد، بايد پاي لرزش هم بنشيند.
به سرعت مي‌گويم: «نه.» در دلم فكر مي‌كنم با كيومرث نه، خواهش مي‌كنم با كيومرث كاري نداشته باش و ادامه مي‌دهم: «كسي كه با وجود ديدن جاي زخم تصميم به قرباني كردن شتر گرفت، من بودم. من مسئولم. فقط من.»
لب شتر دوباره بالا مي‌رود و مي‌گويد: «همينطور است. تو با كسي مشورت نكردي. تو شاهزاده اي.»
با سر تائيد مي‌كنم و مي‌گويم: «هيچ كس ديگري مقصر نيست.»
-اوراسمين، تو امتحان پس دادي. امتحاني شاهوار، و رد شدي.
درد و هراس وجودم را پر مي‌كند. گفتم: «پس از اين، قرآن را با دقت بيشتري مي‌خوانم. تمام آيات را از حفظ مي‌كنم. من...»
- توهيچ چيز سرت نمي‌شود. اصول دين را يك بار ديگر براي خودت بگو.
- دارم مي‌گويم.
فردا پدرت تو را خواهد كشت. همان طور كه تو شتر را كشتي. امروز از دانستن اين مطلب عذاب بكش. همان طور عذاب بكش كه شتر كشيد.

شناسنامه كتاب:
ناشر
پيدايش
نويسنده
  Donna jo Napoli,   دانا جو ناپلي
برگردان
  • حسين ابراهيمي (الوند)
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: بهمن ۹۶
پديدآورندگان
  •   دانا جو ناپلي
  •   حسين ابراهيمي (الوند)
سال نشر
  چاپ سوم ۱۳۸۷
 
راهنماي كتاب:
كليدواژه:
  •   نوجوانان و مفهوم عشق
  •   نوجوانان و بازآفريني از قصه ها
  •   نوجوانان و خودشناسي

كتاب شاهزاده شير و راز گل سرخ

روباهي به نام پكس

۱۱۲ بازديد
روباهي به نام پكس

روباهي به نام پكس

كتاب « روباهي به نام پكس » داستان پسري است به نام پيتر كه بچه‌روباه يتيمي را نجات مي‌دهد و از او چون يك حيوان خانگي نگهداري مي‌كند. پيتر كه مادرش را از دست داده است به بچه‌روباه دل مي‌بندد. با گذشت زمان، دوستي پيتر و بچه‌روباه عميق مي‌شود تا اين كه پدر پيتر مجبور است راهي جنگ شود و چون پيتر بايد پيش پدربزرگش برود او را وادار مي‌كند كه پَكس را در بيابان رها كند.

خانه‌ي پدربزرگ از محل زندگي پيتر و از جايي كه پَكس را رها كرده خيلي دور است. پيتر با گذشت يك شب و در پي گفت‌وگويي با پدربزرگ، تصميم به رفتن مي‌گيرد. پيتر براي يافتن پَكس، خانه‌ي پدربزرگش را ترك مي‌كند و با دلي غمگين ولي اميدوار، راهي سفري طولاني مي‌شود.

سرانجام و پس از ماجراهايي بسيار، پيتر، زخمي و خسته، پَكس را پيدا مي‌كند. از طرفي پَكس هم‌چنان در انتظار آمدن دوستش است ولي در اين دوره‌ي انتظار ماجراهايي بر او مي‌رود كه پَكس به زندگي در حيات وحش خو مي‌گيرد.

در فصل‌هايي از كتاب، داستان از منظر روباه روايت مي‌شود و خواننده در روند خوگرفتنِ بچه‌روباه به زندگي در حيات وحش قرار مي‌گيرد. پَكس كه در كودكي مادرش را از دست داده و مانند يك حيوان اهلي بزرگ شده است، زندگي در محيط جديد برايش دشوار است. جدايي از پيتر، به پَكس فرصتي مي‌دهد كه به محيط جديد و دوستان تازه‌اش عادت كند. در طول داستان براي پيتر نيز اتفاق‌هاي مي‌افتد و با شخصيت‌هايي روبه‌رو مي‌شود كه همه‌ي آن‌چه پشت سر مي‌گذارد نهايتا به دركي عميق از زندگي و بلوغ فكري او منجر مي‌شود.

كتاب « روباهي به نام پكس » داستاني غم‌انگيز و به شدت تاثيرگذار است. داستان با صحنه‌ي تلخ جدايي پيتر و پَكس شروع مي‌شود.

كتاب « روباهي به نام پكس » داستاني است درباره‌ي مفاهيم عميقي مثل دوستي انسان و حيوان، پيوند انسان با طبيعت، جنگ و مشكلات ناشي از آن و نهايتا حق آزادي براي همه‌ي موجودات. داستاني كه از عشق عميق و صادقانه‌ي نوجوانِ قهرمان داستان مي‌گويد، از وفاداري، غم و اندوه انساني.

درباره‌ي نويسنده‌ي كتاب « روباهي به نام پكس »:

سارا پِني پِكر (زاده‌ي نهم دسامبر ۱۹۵۱ در ماساچوست)، نويسنده‌ي آمريكايي ادبيات كودكان است. او تاكنون بيش از نوزده كتاب كودك نوشته است. خانم پني پكر يك فعال اجتماعي است و براي كمك به خواندن و نوشتن و گفت‌وگو درباره‌ي سوادآموزي هميشه در سفر است. او جايزه‌هاي زيادي را براي كتاب‌هايش دريافت كرده است. مجموعه كلمنتين از ديگر آثار اوست كه با ترجمه نسرين وكيلي منتشر شده است.

 

گزيده‌هايي از كتاب
  • هيچ چيز نمي‌تواند پيتر و پكس را از هم جدا كند. هيچ چيز، حتي جنگ.
  • پيتر فهميد كه پَكس بايد از پيش آن‌ها برود. آن دو روباه، ديگر خانواده‌ي پَكس بودند. پيتر راه درازي آمده بود ... خيلي زياد. زانو زد، دست خود را روي كمر پَكس گذاشت. پَكس بي‌قرار بود. پيتر به اطراف نگاه كرد. جنگل حالا ديگر خطرناك به نظر مي‌رسيد. پر از شغال و خرس، و به‌زودي آدم‌ها هم سر مي‌رسيدند و جنگ را با خودشان مي‌آوردند... . پيتر به روباهش نگاهي انداخت؛ پَكس مي‌خواست پيش خانواده‌ي جديدش برود. پيتر گفت: «برو. مشكلي نيست.» اما پيتر دروغ مي‌گفت... برايش خيلي دردناك بود و نفسش داشت بند مي‌آمد. انگار كه قلبش داشت از جا كنده مي‌شد. دستش را از روي كمر پَكس برداشت. مي‌دانست كه اگر پَكس بفهمد رفتنش براي او چقدر ناراحت‌كننده است، از آن‌جا نمي‌رود. پيتر دوباره گفت: «برو!»
شناسنامه كتاب:
ناشر
پرتقال
نويسنده
  Sara Pennypacker,   سارا پني پكر
ويراستار
  •   حسين فدايي‌حسين, فرزانه آقاپور
برگردان
  • بهرنگ خسروي
تصويرگر
  •   Jon Klassen
  •   جان كلاسن
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: بهمن ۹۶
پديدآورندگان
  •   سارا پني پكر
  •   جان كلاسن
  •   بهرنگ خسروي
  •   حسين فدايي‌حسين
  •   فرزانه آقاپور
سال نشر
  چاپ اول ۱۳۹۵

كتاب روباهي به نام پكس

كالي و مامان و بابا

۱۲۲ بازديد
كالي و مامان و بابا

كالي و مامان و بابا

كتاب « كالي و مامان و بابا » داستان‌هايي درباره‌ي خرگوش كوچولويي به نام كالي را روايت مي‌كند كه با مادر و پدرش زندگي مي‌كند. هر داستان روايت ماجرايي است كه ميان كالي يا پدر و مادرش اتفاق مي‌افتد. ماجراهاي ساده‌اي كه هر كودكي با آن مواجه مي‌شود.

در هر داستان پدر و مادر اجازه مي‌دهند تا كالي مشكلاتش را به روش خودش حل كند. آن‌ها به كالي كمك مي‌كنند و پيشنهاد مي‌دهد اما از اجبار اجتناب مي‌كنند و به تصميم‌هاي او احترام مي گذارند.

كالي فكر مي‌كند، عمل مي‌كند و تجربه مي‌كند، او گاهي عصباني مي‌شود، فرياد مي‌زند اما در آخر خودش مي‌فهمد كه بايد براي حل مشكل‌اش چه‌كاري انجام دهد.

داستان‌هاي اين كتاب به صورت غير مستقيم مهارت حل مساله را به كودك مي‌آموزد.

پدران و مادران نيز مي‌آموزند كه علاوه بر حمايت‌هاي لازم از كودك، فرصت تصميم‌گيري و تجربه كردن را به كودك بدهند.

جلد ديگر اين كتاب به نام « باز هم كالي و مامان و بابا » نيز داستان‌هاي كالي و پدر و مادرش را روايت مي‌كند.

درباره نويسنده كتاب « كالي و مامان و بابا »

روترات سوزانه برنر، يكي از برجسته‌ترين تصويرگران آلمان است.

او تصويرگري است كه آثارش از استانداردهاي بصري و مفهومي بالايي برخوردارند، تصويرگري كه مخاطبان اغلب خردسال خود را به شدت جدي مي‌گيرد.

تصويرهاي او كودكانه و صميمي هستند و به دليل ريزه‌كاري‌هاي بسيار، كودك را مدت‌ها درگير خود مي‌كنند. دنياي تصويرهاي او دنياي اعجاب و كشف و شهود است؛ دنيايي سرشار از حركت، فرم، تخيل و زيبايي. پيوند ميان نوشتار و تصويرها در كتاب‌هاي بِرنِر تنگاتنگ است، پيوندي كه درك كامل هر يك بدون ديگري ميسر نمي‌شود.

براي او واژه‌ها ارزش بسياري دارند و در به تصوير كشيدن آن‌ها دقت بالايي به خرج مي‌دهد. تصويرهاي خلاق، ساده، روايت‌گر و نزديك به دنياي ذهني كودكان، از ويژگي‌هاي بارز آثار بِرنِر است.

 

 

شناسنامه كتاب:
ناشر
ﭘيك ادبيات
نويسنده
  Rotraut Susanne Berner,   روترات سوزانه برنر
برگردان
  • منيژه نصيري
تصويرگر
  •   Rotraut Susanne Berner
  •   روترات سوزانه برنر
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: بهمن ۹۶
پديدآورندگان
  •   روترات سوزانه برنر
  •   منيژه نصيري
سال نشر
  ‏‫۱۳۹۴
 
راهنماي كتاب:
كليدواژه:
  • كودكان و حل مساله
  • كودكان و احساسات
  • كودكان و زندگي روزمره

كتاب كالي و مامان و بابا

باران مرگ

۱۰۴ بازديد
باران مرگ

باران مرگ

كتاب «باران مرگ» داستاني است درباره‌ي انفجار نيروگاه هسته‌اي گرفن‌راين‌فلد در آلمان. اصل اين كتاب به زبان آلماني نوشته شده‌است و حسين ابراهيمي الوند آن را از انگليسي به فارسي برگردانده است. داستان «باران مرگ» به مخاطبان هشدار مي‌‌دهد كه اين باور كه صنعت هسته‌اي متكي به شگفتي‌هاي فني است و شكست نمي‌خورد، چيزي جز بي‌اعتنايي غيرمسئولانه و غيرانساني نيست.

در روز انفجار نيروگاه هسته‌اي گرفن‌راين‌فلد، يانا ۱۴ ساله به همراه برادر كوچكش در شهر تنها هستند. يك روز قبل از حادثه مادر و كاي كوچولو به همراه پدر براي انجام كاري به اِشواين‌فورت مي‌روند و مراقبت از الي را به يانا مي‌سپارند.

صبح روز انفجار يانا و الي مانند هر روز در مدرسه‌هايشان هستند كه ناگهان صداي آژير در هوا مي‌پيچد.

مدرسه تعطيل مي‌شود و يانا خيلي سريع راه خانه را پيش‌ مي‌گيرد تا خود را به الي برساند. خيابان‌ از هجوم ماشين‌ها بند آمده است. پليس از ساكنان اشليتز مي‌خواهد هرچه سريع‌تر خود را به خانه برسانند و همه‌ي تهويه‌ها و هواكش‌ها را خاموش كنند و فقط از غذاهاي كنسرو شده و بسته‌بندي استفاده كنند. ولي مردم براي درامان ماندن از از باران ابر راديواكتيو سعي مي‌كنند با ماشين شخصي يا هر وسيله‌ي ديگري از شهر خارج شوند.

يانا و الي تصميم مي‌گيرند در زيرزمين خانه پناه بگيرند. ولي مادر به آن‌ها زنگ مي‌زند و از آن‌ها مي‌خواهد كه هرچه سريع‌تر با يكي از همسايه‌ها شهر را ترك كنند. اما همسايه‌ها خانه‌هايشان را ترك كرده‌اند. براي همين الي و يانا تصميم مي‌گيرند با دوچرخه‌شان شهر را ترك كنند.

كتاب « باران مرگ » داستاني است درباره‌ي انفجار نيروگاه اتمي گرفن‌راين؛ انفجاري كه زندگي بسياري از مردم از جمله يانا و خانواده‌اش را تحت تاثير قرار ‌مي‌دهد. كساني كه جايگاه شغلي و مالي مناسب دارند پيش از بقيه باخبر مي‌شوند و شهرهاي آلوده را ترك مي‌كنند. و آن‌هايي كه توانايي لازم را ندارند، به علت نبود مديريت بحران جان عزيزان‌ يا خودشان را از دست مي‌دهند و يا پس از حادثه ناديده گرفته مي‌شوند تا در انزوا از بين بروند.

اين كتاب، مناسب گروه سني ۱۳ سال به بالا است و براي بلندخواني مناسب است.

كتاب « باران مرگ » برنده‌ي جايزه‌ بهترين كتاب كودك و نوجوان آلمان در سال ۱۹۸۸ و ترجمه‌ي آن، كتاب ويژه‌ي شوراي كتاب كودك در سال ۱۳۷۷ شده ‌است.

درباره‌ نويسنده كتاب « باران مرگ »

گودرون پاوسه وانگ نويسنده‌اي آلماني است كه بيشتر براي كودكان و نوجوانان مي‌نويسد. او ۸۶ رمان نوشته است كه در بعضي از آن‌ها به نگراني‌هاي ناشي از آثار زيست‌محيطي نيروگاه‌هاي هسته‌اي و در بعضي ديگر به وضعيت مردم كشورهاي جهان سوم به ويژه آمريكاي جنوبي پرداخته است. او جوايز بسياري از جمله نشان شايستگي جمهوري آلمان را از آن خود كرده است. كتاب‌هاي او به زبان‌هاي مختلفي ترجمه شده است. به جز « باران مرگ »، كتاب‌هاي «آخرين كودكان شونبورن»، «آل پانتانو و شهر روياها»، «خانواده كالدرا، «آنجليتو (دري به سوي باغ زامبرانوس)» نيز به فارسي ترجمه شده است.

گزيده‌هايي از كتاب

يانا به طور غريزي به سمت جنوب دويده بود. هيچ‌كس به آن‌سو نمي‌رفت اما از آن‌سو صدها چهره‌ي وحشت زده به سمت او در حركت بودند. توفان تكه‌هاي سرگردان كاغذ را در هوا مي‌چرخاند، درختان را خم مي‌كرد، آن‌ها را به ناله وا مي‌داشت و گيسوان بلند و زيباي يانا را در اطراف صورتش پريشان مي‌كرد.
اكنون يانا فقط كشتزار كلم‌قمري را مي‌ديد و در زير تاريكي ابر توفان‌زا، به سوي تابش زرد و خيره‌كننده‌ي آن مي‌دويد. بدون شك الي مثل سگي كه به دنبال اتومبيل دويده بود، مثل كوكوي پدربزرگ، در ميان كشتزار قوز كرده بود و نمي‌دانست چرا به حال خود رهايش كرده‌اند. حتما الان از ترس آسمان سياه و مسموم به گريه افتاده بود و او را صدا مي‌كرد. چطور دلش آمده بود او را به حال خود رها كند؟ آن‌هم وقتي مادرش به او اعتماد كرده بود!
توفان همراه رعدوبرق و با تمام قدرت بالاي سر او، بالاي سر صحنه‌هاي تصادف، بالاي سر پناهندگاني كه هراسان و مشوش به دنبال سرپناهي، خانه‌اي، سقفي كه آنان را از باران مرگ نجات دهد به هر سو مي‌دويدند، مي‌غريد.
در آن ميان، يانا تنها كسي بود كه به دنبال سرپناهي نبود. او فقط به يك‌چيز مي‌انديشيد: «كشتزار كلم‌قمري! كشتزار كلم‌قمري!»
يانا در حالي كه تا مغز استخوانش خيس شده بود، زير باران مي‌دويد و فرياد مي‌كشيد: « نترس الي! نترس، من دارم مي‌آيم!»

شناسنامه كتاب:
ناشر
پيدايش
نويسنده
  Gudrun Pausewang,   گودرون پاوسه‌وانگ
برگردان
  • حسين ابراهيمي (الوند)
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: بهمن ۹۶
پديدآورندگان
  •   حسين ابراهيمي (الوند)
  •   گودرون پاوسه‌وانگ
سال نشر
  چاپ دوم ۱۳۹۲

كتاب باران مرگ

الدورادو

۹۶ بازديد
الدورادو

الدورادو

داستان « الدورادو » ماجراي مهاجراني را نقل مي‌كند كه در جست‌وجوي سعادت و به قيمت دست شستن از زندگي، براي رسيدن به سرزمين رويايي، هرگونه رنج و سختي را به جان مي‌خرند. تب مهاجرت و روياي زندگي در اروپا، زنان و مردان بسياري را وا مي‌دارد كه در رويارويي با مرگ، بيماري، تشنگي، گرسنگي و براي حفظ بقا، هويت و منش انساني خود را از دست دهند و به شنيع‌ترين اعمال دست بزنند.

در داستان « الدورادو » اين تغيير هويت، از زاويه‌اي ديگر نيز دنبال مي‌شود: سالواتوره پيراچي، فرمانده‌ي كشتي، مامور نجات مهاجراني است كه در دام قاچاقچيان انسان گرفتار شده‌اند. او مهاجران را از طوفان و امواج سهمگين دريا نجات مي‌دهد ولي بايد آن‌ها را به كشورشان بازگرداند. سالواتوره پيراچي كه اين همه تناقض در رفتارِ خود را تاب نمي‌آورد، برمي‌آشوبد، به گذشته‌اش پشت مي‌كند و سرزمين خود را به قصد نامعلومي ترك مي‌كند.

داستان « الدورادو » با دو راوي پيش مي‌رود: يك بخش از زبان سليمان، جواني كه براي زندگي بهتر روانه‌ي اروپا است، روايت مي‌شود و بخش ديگر را سالواتوره پيراچي، فرمانده‌ي كشتي‌اي كه روانه‌ي افريقا است، روايت مي‌كند. و سرانجام در بخش پاياني كتاب، اين دو در برابر هم قرار مي‌گيرند.

نويسنده با بياني تراژيك، داستان مهاجراني را به تصوير مي‌كشد كه با انبوهي از خيال و آرزو سرزمين مادري خود را ترك مي‌كنند و در روياي رسيدن به آرمان‌شهر از همه چيز خود مي‌گذرند. « الدورادو » روايتگر داستان تلخ تغيير هويت انساني و ديگر پيامدهاي مهاجرت است. موضوعي كه مسئله‌ و دغدغه‌ي روز جوانان ماست. داستان « الدورادو » در فهرست منتخب آثار برگزيده‌ي گروه بررسي رمان شوراي كتاب كودك قرار گرفته است.

درباره‌ي واژه‌ي « الدورادو »

واژه‌ي « الدورادو » از واژه‌ي ارلانا ريشه گرفته است. ارلانا كشوري خيالي است كه مردم آن را در ميان آمازون و ارنوك تصور مي‌كرده‌اند و گمان بر اين بوده كه اين كشور مملو از معادن طلا است. به مرور واژه‌هاي « الدورادو » و « نيوالدورادو » با الهام از اين افسانه‌هاي قرون وسطايي به داستان‌ها راه پيدا كرده‌اند. معمولا منظور از اين دو واژه، سرزميني خيالي است كه خوشبختي و سعادت در آن جريان دارد.

درباره‌ي نويسنده‌ي كتاب « الدورادو »

لوران گوده (متولد ۶ ژوئيه ۱۹۷۲) نويسنده‌ي فرانسوي، تحصيل‌كرده‌ي رشته‌ي تئاتر است و در سال ۲۰۰۴ براي رمان آفتاب اسكورتا برنده جايزه‌ي گنكور شد. از اين نويسنده، كتاب‌هاي فريادها، دروازه‌‌ي دنياي مرگ، مرگ شاه سونگور، تندباد و آفتاب اسكورتا نيز به فارسي ترجمه شده است.

گزيده‌هايي از كتاب

• چمن‌ها سرسبزند و درخت‌ها پربار، كف جويبارها طلا جاري است و معدن‌هاي الماس، زير سقف آسمان، نور خورشيد را منعكس مي‌كنند. جنگل‌ها از صيد زياد مي‌لرزند و درياچه‌ها پر از ماهي‌اند. همه چيز اينجا شيرين است و زندگي مثل نوازشي سپري مي‌شود. الدورادو. فرمانده آنها در عمق چشم‌هاشان اين سرزمين رويايي را مي‌ديد. تا لحظه‌اي كه قايق‌شان واژگون شد خواهانش بودند. در اين باره آنها ثروتمندتر از من و شما بودند. عمق نگاه ما خشك است و زندگي‌مان كند.
• ديگر هيچ‌وقت برنمي‌گردم. قرار است خيابان‌هاي زندگي‌مان را ترك كنيم. ديگر از فروشنده‌هاي اين خيابان چيزي نمي‌خريم. ديگر اين‌جا چاي نمي‌خوريم. اين قيافه‌ها به‌زودي مبهم مي‌شوند و ناشناس.اين‌ جمله‌ها را سليمان مي‌گويد؛ با تلخي ناشي از دلتنگي ترك ديار و شيريني رويارويي با زندگي آزاد و رها در بهشت آرزوها.
ن ...از بزرگ‌منشي كساني برخوردار است كه دست روزگار بي‌هيچ دليلي سيلي‌شان مي‌زند و با اين حال سرپا مي‌مانند.
• ...هرچند به‌خاطر چالاك بودنم مي‌توانستم رد شوم ولي منفور مي‌شدم. سليمان به حيوان زشتي تبديل مي‌شد كه برادرهايش را لگدمال كرده بود. مسلما به همين دليل بود كه سمت ابوبكر رفتم و نجاتش دادم . نه فقط براي نجات او، بلكه براي نجات خودم.
• ... پشت سر ما چيزي براي جا گذاشتن نيست، جز لباس سنگين فقر.
ي ... به نمونه‌هايي فكر كرد كه بدن‌ها، روح را پيش از موعد ترك مي‌كنند، همه‌ي موجوداتي كه به‌خاطر از بين رفتن بدن‌شان مي‌ميرند اما موردِ او برعكس شده بود. بدنش مي‌توانست باقي بماند. او نه پير بود و نه بيمار. اما روحش خشك شده بود. پس دو راه داشت: باقي ماندن تا وقتي كه خودِ بدن كنار بكشد يا رفتن ِ همين حالا. هيچ دردي نداشت. هيچ فرياد ياسي در وجودش نمانده بود. فقط زندگي از او فاصله گرفته بود.

شناسنامه كتاب:
ناشر
چشمه
نويسنده
  Lauren Gaude,   لوران گوده
برگردان
  • حسين سليماني‌نژاد
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: بهمن ۹۶
پديدآورندگان
  •   لوران گوده
  •   حسين سليماني‌نژاد
سال نشر
  چاپ اول ‭ ۱۳۸۹
راهنماي كتاب:
كليدواژه:
  • نوجوانان و مهاجرت
  • نوجوانان و آرمان‌شهر

كتاب الدورادو

لرد سياه

۱۰۳ بازديد
لرد سياه

لرد سياه

مجموعه كتاب هاي « لرد سياه مجموعه‌اي سه جلدي طنزي است نوشته‌ي جيمي تامسون. جلد اول اين مجموعه با نام « لرد سياه: جلوي نابغه خبيث قرن زانو بزنيد » برنده جايزه ۲۰۱۲ رولد دال شده است. اين جايزه تا سال ۲۰۱۵ به خنده‌دارترين كتاب منتشر شده در سال اهدا مي‌شد.

لرد سياه، پادشاه سرزمين تاريكي‌هاست و هاسدروبان جادوگر دشمن قسم‎خورده‌ي اوست. در جلد اول مجموعه كتاب‌هاي « لرد سياه »، هاسدروبان جادوگر، لرد سياه را به زمين تبعيد مي‌كند لرد سياه در زمين جوهره‌ي پليدي را بالا مي‌آورد و خود را در جسم يك پسر نوجوان مي‌يابد و لويد شيان ناميده مي‌شود. لويد در زمين مانند هر نوجوان ديگري مجبور مي‌شود به مدرسه برود. او در مدرسه با كريستوفر، سوز و سال دوست مي‌شود.

در كتاب «جلوي نابغه خبيث قرن زانو بزنيد»، جلد دوم مجموعه‌ي « لرد سياه »، لويد تلاش مي‌كند كه با كمك يك طلسم به سرزمين تاريكي‌ها برگردد ولي مدرسه را به آتش مي‌كشد. پس از آن هاسدوربان، «حيوان سفيد» را براي كشتن لويد مي‌فرستد. ولي لويد او را شكست مي‌دهد. لويد براي بازگشت به سرزمين تاريكي‌ها طلسم ديگري را اجرا مي‌كند ولي به جاي او دوستش سوز به سرزمين تاريكي مي‌رود. در ادامه داستان هاسدروبان سوز را فريب مي‌دهد و در برج سفيدش زنداني مي‌كند. لرد سياه و كريستوفر بالاخره با كمك طلسم خطرناكي به سرزمين تاريكي‌ها راه پيدا مي‌كنند و سوز را نجات مي‌دهند. اما لرد سياه به خاطر استفاده از آن طلسم نيرويش را از دست مي‌دهد و دوستانش مجبور مي‌شوند جوهره پليدي را دوباره به او بخورانند تا نجات پيدا كند. با خوردن آن لويد تبديل به لرد سياه خبيث مي‌شود و كريستوفر و سوز را به سياهچال نابودي مي‌اندازد. اما مشاورش آن‌ها را نجات مي‌دهد و آن‌ها همراه با لرد سياه به زمين برمي‌گردند. لرد سياه در مسير بازگشت دوباره به لويد پسربچه تبديل مي‌شود.

در جلد سوم مجموعه كتاب‌هاي « لرد سياه » هاسدروبان براي انتقام گرفتن از لرد سياه به زمين مي‌آيد و لرد سياه با خوراندن اشك بانوي مغبوم او را به يك پيرمرد مهربان و دوست‌داشتني تبديل مي‌كند.

درباره نويسنده مجموعه كتاب‌هاي « لرد سياه »

جيمي تامسون نويسنده، ويراستار و سازنده‌ي بازي در سال ۱۹۵۸ در ايران به دنيا آمده است. او در سال ۲۰۱۲ به خاطر نوشتن جلد اول لرد سياه، « جلوي نابغه خبيث قرن زانو بزنيد» جايزه رولد دال را از آن خود كرد. او در دانشگاه علوم سياسي خوانده است.

 

شناسنامه كتاب:
ناشر
ايران‌بان‏‫
نويسنده
  Jamie Thomson,   جيمي تامسون
برگردان
  • مريم رفيعي
تصويرگر
  •   Freya Hartas
  •   فريا هارتاس
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: بهمن ۹۶
پديدآورندگان
  •   جيمي تامسون
  •   فريا هارتاس
  •   مريم رفيعي
سال نشر
  چاپ پنجم ۱۳۹۵

كتاب لرد سياه