كتاب روزهاي مرده
كتاب روزهاي مرده يك رمان فانتزي است. داستاني انباشته از سحر و جادو، دسيسه و افسون در دنيايي اسرارآميز. شخصيت اصلي قصه پسر پانزده سالهاي است بدون نام و بدون گذشته كه در طول داستان پسر ناميده ميشود. عنواني كه به خوبي، گمنامي و بيهويتي پسر را نمايان ميكند. ولرينِ شعبدهباز، دختري يتيم به نام ويلو و كپلرِ دانشمند از ديگر شخصيتهاي رمان هستند. داستان از يك شب سرد زمستاني آغاز ميشود. والرين كه شعبدهباز معروفي است در اين روزهاي باقيماندهي سال بايد بهاي عهدي كه سالها پيش با شيطان بسته است را با مرگ خويش بپردازد.
او در پي نجات خود است اما قدرت افسونگري و جادوگريش توانايي محافظت از او را در مقابل نيروي شيطاني ندارد. والرين ميخواهد با قرباني كردن پسر ـ كه دستيار اوست ـ جان خود را نجات دهد. پسر بيخبر از همه چيز، و همچون هميشه، گوش به فرمان والرين است و دستوراتش را اجرا ميكند. والرين و پسر براي پيدا كردن كتابي كه راز زنده ماندن والرين در آن نوشته شده است راهي روستا ميشوند و ويلو، كه دختري زرنگ و باهوش است، در نيمه شب و هنگام كندن قبر در گورستان نيز با آنهاست. آنها در تاريكي شب به يك شهر زيرزميني برميخورند و به سفري قدم ميگذارند كه راه فراري براي آنها نيست ... شخصيتهاي داستان در روزهاي پاياني سال همچون سايههايي سرگردان در گوشه و كنار يك شهر قديمي اروپايي، شهري تاريك و ترسناك، در تكاپوي زنده ماندن هستند.
نويسنده كتاب روزهاي مرده با تصويرسازي قوي و خلق فضايي رمزآلود، داستاني مسحوركننده را روايت و خواننده را تا انتها با خود همراه ميكند. به گفتهي نويسنده، روزهاي بين كريسمس و سال نو روزهاي مردهاند، در اين روزها اشباح اينسو و آنسو ميروند و جادو درست زير سطح زندگي، بيصبرانه وول ميخورد. اتفاقهاي زيادي ميتوانند در روزهاي مرده بيفتند.
در بارهي نويسنده كتاب روزهاي مرده
ماركوس سدويك نويسنده، تصويرگر و موسيقيدان انگليسي در سال ۱۹۶۸ميلادي در ايالت كنت شرقي واقع در جنوب شرقي انگلستان به دنيا آمد. او از سال ۱۹۹۴ شروع به نوشتن كرد. سدويك رمانهاي زيادي براي نوجوانان نوشته است. او همچنين نويسندهي كتابهاي تصويري و مجموعهاي از افسانههاست.
از اين نويسنده كتاب روزهاي مرده دو كتاب ديگر نيز به فارسي ترجمه شده است. كتابهاي سقوط سياه (كتابي است در ادامهي داستان كتاب روزهاي مرده) و شش لول با برگردان آرزو احمي توسط نشر پيدايش منتشر شده است. ماركوس سدويك جوايز زيادي برده است. جايزههايي چون پرينتز، كتاب نوجوانان بوك تراست، جايزهي كتاب بلو پيتر، ادگار آلن پو، داستان كودك گاردين، نشان كارنگي و ...
براي بعضي از ثروتمندان شهر، آن موقع از سال زمان ولخرجيها و هديههاي بيحساب بود. اما هدف جشنها يك چيز بود: ساختن بهشتي با نور شمع در اعماق زمستان. حالا، در روزهاي پيش از فرا رسيدن سال نو، سكوني همه جا را فرا گرفته بود. پسر فكر ميكرد زمان، زمان غيرمعموليست، و ميدانست كه هميشه همين احساس را داشته است. حتي پيش از روزهاي زندگي با ولرين، وقتي مثل موشي در گوشه و كنار مخفي شهر، تنها زندگي ميكرد، هميشه حس ميكرد چند روز پيش از سال نو با بقيهي روزها فرق دارند. اين زمان، فاصلهي عجيب و خاموشي بود و انگار جايي خارج از باقي سال، خارج از زمان قرار داشت. انگار بقيهي سال زنده بودند و اين روزها نه!
- اگر قرار بود پسر واقعا وارد جهاني رويايي شود، تعجبي نميكرد كه اين اتفاق در روزهاي مرده بيفتد. تاريكي.
- دو ساعت مانده به نيمهشب. پسر توي جعبه نشسته بود. آنطور كه در فضاي تنگ و تاريك داخل اتاقك نشسته بود، مثل هميشه پاهايش زير بدنش خواب رفته بودند. از بالاي سرش، صداي ولرين را ميشنيد كه نمايشش را پيش ميبرد. صدا به حدي ضعيف بود كه انگار از جاي خيلي دوري به گوش پسر ميرسيد و پسر سعي ميكرد بفهمد به كجاي نمايش رسيده است. خوب نبود علامت را نشنود، اصلاً خوب نبود. اما پسر ميدانست كه لازم نيست نگران باشد. قبلاً عادت داشت مراحل رسيدن به علامت را بشمرد و هميشه جايي قاتي ميكرد، اما باز هم، نيازي به اين كار نبود، علامت به اندازهي كافي واضح بود. پسر سعي كرد خيلي آرام وزنش را جابهجا كند تا كمي حس به پاهايش برگردد. اما فايدهاي نداشت. جعبه مخصوص او طراحي شده بود و ولرين حواسش بود كاري كند كه از هر طرف، چيزي بيش از نيم سانتيمتر فضاي اضافي نداشته باشد. ناگهان تقهي محكمي به جعبه خورد: اولين علامت، كه يعني: آماده باش پسر.
- مژگان كلهر
- كتاب هاي مناسب آموزگاران و مربيان
- كتاب هاي مناسب معلمين راهنمايي و دبيرستان
- آرزو احمي
- مجموعه نوشته هاي مناسب براي خانواده
- مجموعه نوشته هاي مناسب براي ۱۳ سال به بالا
- ماركوس سدويك
- آرزو احمي
- مژگان كلهر

روش نوشتاري ساده به خط فارسي بر پايه ي چيدمان بلوكي
جشنواره بالا درختي اوا
اوا شبح مي بيند
عروسي در سرزمين درختي
شب بخير خرگوش كوچولو