باخانمان
كتاب «باخانمان» داستان زندگي سخت و دردناك دختري است كه با تحمل رنجهاي بسيار و استقامت در برابر دشواريها سرانجام روي خوش زندگي را ميببيند و خوشبخت ميشود. پرين دختر كوچكي است كه به همراه مادر بيمارش وارد پاريس ميشود. پاليكار، خري لاغراندام است كه با وجود گرسنگي و خستگي گاري را با خود ميكشد و پرين به او علاقهي زيادي دارد.
پدر و مادر پرين كه در اين گاري عكاسي ميكردند سفري دراز به سوي ماروكور فرانسه را در پيش گرفتهاند. ولي در طول اين سفر دراز، ابتدا پدر و سپس مادر پرين ميميرند.
ادموند، پدر پرين، فرزند كارخانهداري ثروتمند است كه در يك سفر تجاري به هندوستان عاشق مادر پرين ميشود و با هم ازدواج ميكنند. پدر ادموند، آقاي وولفران، كه از شنيدن اين خبر ناراحت ميشود پسرش را طرد ميكند و رابطهي اين دو براي هميشه قطع ميشود.
پرين براي نجات مادرش از بستر بيماري به هر كاري دست ميزند و تا آن جا پيش ميرود كه پاليكار محبوبش را هم ميفروشد. اما تلاش پرين نتيجهاي نميدهد و او ناگزير، سفر را به تنهايي ادامه ميدهد. در اين سفر پرين با دختري به نام روزالي آشنا ميشود. روزالي هم مانند او يتيم است و كارگر كارخانهي پدربزرگ پرين و دخترخواندهي اوست.
پدربزرگ پرين اكنون پيرمردي شده و از غم دوري از ادموند سخت غمگين و افسرده است. و بينايي چشمانش را از دست داده است.
پرين بنا به توصيهي مادر، هويت خود را آشكار نميكند تا در فرصتي مناسب حقيقت را آشكار كند. او با صبوري، مشكلات را پشت سر ميگذارد و براي جلب محبت مردم، از هيچ تلاشي فروگذاري نميكند. زندگي كمكم روي خوش خود را به پرين نشان ميدهد و در پايان از بيخانماني و سرگرداني نجات مييابد.
محمد قاضي در مقدمهي كتاب «باخانمان» نوشته است: «داستان باخانمان مفصلتر و پيچيدهتر از آن بود كه تنها به كودكان و نوجوانان اختصاص داشته باشد و من براي اينكه مورد استفادهي ايشان باشد شاخ و برگهاي زايد آن را زدم، زبان كتاب را سادهتر كردم و بهاصطلاح به آرايش و پيرايش آن پرداختم.»
او دربارهي هكتور مالو نيز نوشته كه او يكي از نويسندگاني است كه هنر خود را در راه خدمت به بچّهها به كار انداخته و داستانهاي زيبايي براي همهي كودكان دنيا نوشته كه همهي آنها را با شور و شوق تمام ميخوانند و لذّت ميبرند. نكتهي جالب در داستانهاي هكتور مالو و بهويژه در باخانمان ماجراهاي شيريني است كه پشتسر هم اتفاق ميافتند و چنان خواننده را به دنبال خود ميكشند كه تا كتاب را به پايان نرساند بر زمين نخواهد گذاشت. در عين حال همهي آن ماجراها انعكاسي از واقعيتهاي زندگي هستند و به همين جهت هيچگاه كهنه نميشوند و لطف و گيرايي خود را از دست نميدهند.
دربارهي نويسنده و مترجم كتاب «باخانمان»
هكتور هنري مالو (۱۸۳۰ ـ ۱۹۰۷) رماننويس فرانسوي است. او بيش از هفتاد كتاب نوشته است. بيخانمان از معروفترين آثار مالو است كه به فارسي نيز ترجمه شده است. باخانمان (با خانواده) هم رُمانِ ديگري از اين نويسنده است كه انيميشين The Story of Perrine براساس اين رمان ساخته شده است. اين انيميشن در ايران نيز ديده شده است.
محمد قاضي (زادهي۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در مهاباد – درگذشتهي ۲۴ دي ۱۳۷۶ در تهران) مترجم برجستهي ايراني، نقشي مهم در آشنايي خوانندهي ايراني با آثار ادبي جهان ايفا كرده است. دن كيشوت، زورباي يوناني و مادام بوواري از جمله آثاري است كه محمد قاضي از فرانسوي به فارسي برگردانده است. قاضي علاوه بر باخانمان كتابهاي ديگري نيز براي كودكان و نوجوانان ترجمه كرده است. آثاري چون شازده كوچولو، ماجراجوي جوان كه بارها تجديد چاپ شدهاند.
- مادر، فايدهي خوبي من به خودم برميگردد، چون شادي و لذت تو شادي و لذت من است.
- كافي است خوب باشي و با همه مهربان باشي تا محبوب شوي و سعادت را در محبت ديگران بيابي.
- ما همه در زندگي روزمره گاهي دلير و سربلند به پيشواز سختيها ميرويم و گاهي خود را افتاده و درمانده حس ميكنيم. به همان نسبت، زندگي گاهي به نظرمان سبك و دلفريب ميآيد و گاهي سنگين و طاقتفرسا.
- محمد قاضي
- هكتور مالو
- محمد قاضي

روش نوشتاري ساده به خط فارسي بر پايه ي چيدمان بلوكي
جشنواره بالا درختي اوا
اوا شبح مي بيند
عروسي در سرزمين درختي
شب بخير خرگوش كوچولو