پسران آفتاب

بلاگ كتابك بازتاب دهنده محتواي كتابك است

پسران آفتاب

۱۱۸ بازديد
پسران آفتاب

پسران آفتاب

كتاب «پسران آفتاب» زندگي ساحل نشينان خليج پُزم در نزديك شهر چابهار در جنوب شرقي ايران را روايت مي‌كند. تيمور در تمام دنيا فقط پدربزرگي دارد. پدر و مادرش سال‌ها پيش در پي خشكسالي به بندر گوادر پاكستان رفتند و تيمور را، كه سخت مريض بود، دست پدربزرگ سپردند. پدربزرگ حاضر نمي‌شود آن جا را ترك كند. او بدون دوستان ماهي‌گيرش مي‌ميرد. از پدرو مادر تيمور هيچ خبري نيست. تيمور نمي‌داند آن ها زنده‌اند يا مُرده.

تيمور و پدربزرگش در خانه‌اي حصيري (كَپَر) زندگي مي‌كنند. تيمور به مدرسه مي‌رود و پدربزرگ دورتر از موج‌شكن در قايق كهنه مي‌نشيند و قلاب ماهي‌گيري‌اش را درياي سبز و و بي‌موج به جست و جوي ماهي مي‌اندازد. دريا بوي شير مي‌دهد و بوي جلبك و ستاره‌هاي دريايي، تيمور رو به دريا ايستاده. رموك كره الاغ تيمور است كه پدربزرگش به او هديه داده. لاغر است، اما قبراق است مثل اسب. در خليج پُزم لنگه ندارد. تيمور به مسابقه ارابه‌راني شيلات فكر مي‌كنند. اگر رموك زودتر از بقيه گاري‌ها به خط پايان برسد و جايزه اول مسابقه، يك تور مخصوص صيد شاه ميگو، را ببرد، ديگر پدربزرگ مجبور نيست با قلاب ماهي‌گيري كند.

يك روز، تيمور پدربزرگ را در حالي در قايق پيدا مي‌كند كه با چشم‌هاي نيمه باز و پلك‌هاي لرزان سرش را روي لبه قايق گذاشته و قلاب ماهي‌گيري‌اش روي آب رها شده است. پدربزرگ در بهداري بندرگاه بستري مي‌شود و تيمور نمي‌داند چه كند؟ نمي‌داند هزينه درمان پدربزرگ را چگونه تامين كند؟

شما با خواندن كتاب «پسران آفتاب» با تيمور، كودكي كَپرنشين، آشنا مي‌شويد كه زندگي‌اي سخت همراه با محروميت‌هاي بسيار دارد. با منطقه‌اي از ايران آشنا مي‌شويد كه شيوه زندگي مردمان در آن جا با زندگي شما بسيار متفاوت است. با خواندن اين كتاب، دوستي و از خودگذشتگي را تجربه مي‌كنيد. رو در رو شدن با مشكلاتي را تجربه مي‌كنيد كه كودكان كار، يعني كودكاني كه مجبورند براي گذران زندگي‌شان كار كنند. كودكي آن‌ها در فقر و نداري گم مي‌شود و براي نجات زندگي چون بزرگ‌سالان تلاش طاقت‌فرسايي مي‌كنند. كتاب «پسران آفتاب» براي كودكان سال‌هاي پنجم و ششم دبستاني مناسب است.


كتاب «پسران آفتاب» درباره ي پسر نوجواني است به نام تيمور كه همراه پدربزرگش در كلبه‌اي چوبي در چابهار (بندري در جنوب بلوچستان) زندگي مي‌كند. تيمور دلبسته كره الاغش به نام رموك است. كره الاغي كه گاري تيمور را يدك مي‌كشد و هزينه زندگي او و پدربزرگ را فراهم مي‌كند. به دنبال دريازدگي و بيماري پدربزرگ، تيمور ناچار در صدد فروش رموك به دوستش سليم بر مي‌آيد، به اين شرط كه سليم اجازه دهد تيمور همراه رموك و گاري‌اش در مسابقه خرگاري شيلات شركت كند و جايزه‌اش را ميان خود تقسيم كنند. روز مسابقه، تيمور موفق مي‌شود دوشادوش خرگاري گرگيج، به خط پايان مسابقه نزديك شود، ولي با سرنگون شدن خرگاري گرگيج، تيمور از آرزوي برنده شدن دست مي‌كشد و به كمك گرگيج زخمي مي‌شتابد.

فرداي آن روز وقتي تيمور از خواب بيدار مي‌شود، با نمايندگان شيلات رو به رو مي‌شود كه به پاس از خودگذشتگي‌اش، جايزه‌اي را برايش در نظر گرفته‌اند. سليم نيز حاضر شده او را در استفاده از رموك و خرگاري‌اش شريك كند.

تصويرهاي دورنگ و واقعگراي كتاب «پسران آفتاب»، كودك و نوجوان خواننده را با ويژگي‌هاي بومي چابهار آشنا مي‌كند.

درباره نويسنده كتاب «پسران آفتاب»

جمال الدين اكرمي (متولد ۱۳۳۶) دانش آموخته رشته نقشه برداري و زبان فرانسه، نخستين كتابش را در سال ۱۳۶۸ منتشر كرده است. «پسران آفتاب»، «آناهيد ملكه ي سايه ها»، «روباه دم بريده»، «آرزوهاي گمشده مرد كلاه دودي»، «خانم آقاي كلاه دودي»، «غريبه و دريا» از آثار اوست.

شناسنامه كتاب:
ناشر
به نشر
نويسنده
  جمال الدين اكرمي
خانواده
  •   مجموعه نوشته هاي مناسب براي ۱۳ سال به بالا
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: شهريور ۹۷
پديدآورندگان
  •   جمال الدين اكرمي
  •   امير نساجي
سال نشر
  چاپ دوم, ۱۳۹۶
راهنماي كتاب:
نگارنده معرفي كتاب:
پژوهشنامه ادبيات كودك و نوجوان, گروه كتابشناسي كتابك
كليدواژه:
  • كودكان كار
  • كتاب پسران آفتاب
  • جمال الدين اكرمي
  • كودكان و از خودگذشتگي

كتاب پسران آفتاب

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.