انجمن يوزهاي شريف

بلاگ كتابك بازتاب دهنده محتواي كتابك است

انجمن يوزهاي شريف

۱۰۸ بازديد
انجمن يوزهاي شريف

انجمن يوزهاي شريف

كتاب «انجمن يوزهاي شريف» داستان تلاش چند نوجوان براي حفاظت از آخرين بازمانده‌هاي يوزپلنگ آسيايي را است. نويسنده اطلاعات علمي درباره يوزپلنگ آسيايي را نيز در لابه‌لاي داستان گنجانده است.

در كتاب «انجمن يوزهاي شريف» گروهي مي‌خواهند جاده‌اي ميان منطقه حفاظت شده‌اي كه محل زندگي جانوران ارزشمندي مانند يوزپلنگ آسيايي است بسازند. يكي از ماشين‌هاي كارگاه راه‌سازي با يك يوزپلنگ مادر تصادف مي‌كند و براي اين‌كه به دردسر نيفتند تلاش مي‌كنند جانور را سر به نيست كنند. سينا يكي از نوجوانان روستايي كه در آن نزديكي است، به‌طور اتفاقي مكالمه ميان دو نفر از مسئولان كارگاه راه‌سازي را مي‌شنود و متوجه مي‌شود كه يك توله هم همراه يوزپلنگ مادر بوده است. مسئولان كارگاه او را تهديد مي‌كنند به كسي حرفي نزند. در همان روزها اعضاي يك انجمن مردمي به روستا مي‌آيند تا با اهالي درباره اهميت يوزپلنگ آسيايي صحبت كنند و براي دانش‌آموزان مدرسه روستا نيز كلاس آموزشي در اين باره برگزار ‌كنند. سينا به همراه دوستانش، فيروز و شريف، گروهي به نام «نينجاهاي شريف» دارند. آن‌ها تصميم مي‌گيرند از يوزپلنگ آسيايي حفاظت كنند و براي همين نام انجمن خود را به «انجمن يوزهاي شريف» تغيير مي‌دهند. البته انگيزه سينا براي حفاظت از يوزها به دست آوردن دل خانم معلمي است كه به نظرش شبيه مادرش است. بچه‌ها بالاخره موفق مي‌شوند توله يوزپلنگ را پيدا كنند و دست مسئولان كارگاه راه‌سازي را رو كنند. و با پيگيري‌هاي انجمن مردمي و حمايت مردم، مسير جايگزيني براي راه روستايي پيدا مي‌شود تا ديگر جاده از ميان زيستگاه حيات‌وحش نگذرد.

درباره نويسنده و تصويرگر كتاب «انجمن يوزهاي شريف»

حميد اباذري اولين كتاب خود براي كودك و نوجوان در سال ۱۳۹۱ منتشر كرده است و كتاب «انجمن يوزهاي شريف» يكي از آخرين آثار اوست. نويسنده براي نگارش اين كتاب پژوهشي دقيق و كامل انجام داده است.

از سيامك فرخجسته، تصويرگري كتاب «تيستوي سبزانگشتي» براي مخاطبان آشناست. او با مجلات و ناشران نيز براي تصويرسازي و طراحي گرافيك همكاري مي‌كند.

 

گزيده‌هايي از كتاب

صدايي از بيرون خانه مي‌آمد. سريع بلند شدم و از اتاق آمدم بيرون. در كهنه حياط را كمي به سختي روي پاشنه‌اش چرخاندم و از لاي در نگاه كردم. شريف و فيروز با كسي حرف مي‌زدند. فيروز را درست نمي‌ديدم، اما نيش شريف باز بود و مي‌خنديد. ناگهان مرد برگشت و نيم‌رخش را ديدم. رييس كارگاه بود! در را بستم و دويدم تو. در اتاق را باز كردم. بچه يوز را گرفتم توي بغلم و زير پنجره قايم شدم. يعني شريف رفته بود بهش خبر داده بود؟ خيلي احمق بودم كه بهش اعتماد كرده بودم. يعني فيروز هم باهاش همدست بود؟ حالا چرا اين‌جا نشسته بودم و به اين چيزها فكر مي‌كردم؟ سريع پا شدم و كوله را برداشتم. بچه يوز را گذاشتم توي كوله، اما هر كار كردم زيپش بسته نشد. بايد عجله مي‌كردم. آمدم توي حياط. نبايد اجازه مي‌دادم دست آن مرتيكه جنايتكار به من و بچه يوز برسد. كوله را گذاشتم روي پشتم. پايم را رو شيارها و درزهاي سنگ‌هاي ديوار گذاشتم و بالا رفتم، اما وقتي روي لبه ديوار نشستم، رييس كارگاه من را ديد و فرياد كشيد: وايسا!

شناسنامه كتاب:
ناشر
فني ايران
نويسنده
  حميد اباذري
برگردان
  • شيوا حريري
تصويرگر
  •   سيامك فرخجسته
فهرست كتاب هاي ماه
فهرست كتاب هاي ماه: آذر ۹۷
پديدآورندگان
  •   حميد اباذري
  •   سيامك فرخجسته
  •   شيوا حريري
سال نشر
  ۱۳۹۷
راهنماي كتاب:
نگارنده معرفي كتاب:
صفورا زواران حسيني
كليدواژه:
  • صفورا زواران حسيني
  • كتاب هاي محيط زيستي براي كودكان
  • رمان طنز براي نوجوانان
  • نوجوانان و محيط زيست
  • حيات وحش براي نوجوانان
  • نوجوانان و طبيعت
  • حفاظت از يوزپلنگ

كتاب انجمن يوزهاي شريف

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.